رو به روی ایوان نجف، به خیلی چیزها میشود فکر کرد. مثلا به انگشتری که در رکوع بخشیدی یا به شبی که به جای پیامبر خطرها را به جان خریدی یا ... اما بعضی وقتها دوست دارم به تلألو خورشید روی گنبد و بارگاهت زل بزنم و به بخش دوم این جمله فکر کنم. که اگر نبودی، حتی پیامبریِ پیامبر هم ناتمام میماند!